سیده فاطمهسیده فاطمه، تا این لحظه: 18 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

baran

قول عمه به خودش

سلام نفسم . دوروزه که ندیدمت بدجوری دلتنگ شلوغ بازیات شدم .آخه دارن خونه رو نقاشی میکنن من مجبورم به خاطر درسامو بوی رنگ که اذیتم میکنه برم خونه عمه نازی(خواهرمن وعمه بزرگه ی فاطمه) ولی عکست هم رو گوشی موبایلمه هم رو صفحه لب تابمه اما اینجور نمیشه آخه من میخوام ببینمت و حسابی باهم بازی کنیم  ویکمم من گازت بگیرمو لپاتو بکنم پس به دلم قول میدم امشب بیام دیدنتو ببرمت باماشین دوربزنیم آخه  نفسم تو عاشق دورزدن با ماشینی . فاطمه من عاشقتم ...
7 مرداد 1391

فوضولی

سلام نفس عمه ایی.آخه تو چرا اینقدر فضولی ؟چرا دست به وسایلم میزنی؟آخه وقتی سرکار بودم فاطمه رفته سراغ مدادرنگیاموچندتاشونو سربه نیست کرده . وقتی دیدمش باحالت ناراحتیو عصبانیت ازش پرسیدم کو مدادرنگیام اما اون جای جواب دادن نگاه دهنم کردوگفت آداب یعنی آدامس منم خندم گرفتو حسابی گازش گرفتموبوسیدمش. نمیدونم چرا هرچی عرفانو فاطمه رو اذیت میکنم وگازشون میگیرم اونا ناراحت نمیشن تازه خیلیم منومیخوان شاید با دلتون میدونید که من عاشقتونم وبدون شما دوتا نمیتونم زندگی کنم. عرفان خاله به فدات . فاطمه عمه قربونت بشه. ...
3 مرداد 1391

نگاهی به گذشته

نفسم تو این عکس آبله مرغون گرفته بودی توی این عکسم نظر حضرت رقیه شده بودی ببین مثل فرشته هایی ...
29 تير 1391

نقاش باشی من

سلام وجودم امروز اومدی خونه ی باباجون(خونه ی ما)دارن دیوارای خونه رو نقاشی میکنن تو هم رفتی عکس نقاشارو درحال رنگ کردن کشیدیو بهشون نشون دادی ما ونقاشا از تعجب دهنمون وا موند بعدش رفتی با عرفانی بازی کردی سرت خورد به تخت باباجون گفتی باید سرمو باند پیچی کنید ماهم طبق معمول اطاعت کردیم رفتی سراغ دفترتو عکس سرباند پیچی شدتو کشیدی باورکن تو نقاشه بزرگی میشی نفس .تازه یادت دادیم اسم زیبای خودتم بنویسی وقتی نقاشیاتو نشونه خانم دکترت دادیم خیلی خوشحال شد وگفت :من که گفتم فاطمه یه نابغه است وناشنواییش اونو اززندگیش نه تنها عقب نمیندازه بلکه از بچه های عادی هم جلوتره. عمه به فدای فاطمه اش   ...
29 تير 1391

دلتنگی

سلام نفسم خیلی وقته برات چیزی ننوشتم آخه کارم زیاده. توتنها کسی هستی که من بیشتراز جونم دوستش دارم چون حسم بهم میگه اگر بزرگ بشی میشی بهترین دوست عمه ایی. فاطمه هممون منتظریم تا عمل بشی و صدای قشنگتو بشنویم هرچند که حالا به من عمه میگی اما دوست دارم همه چی بگی آخه تو ازون دخترای شیرین زبونی. فاطمه تو بهترین پدرو مادر دنیا رو داری مخصوصا مامانی خیلی به خاطره تو سختی کشیده و الانم خیلی داره زجر میکشه چون برایه مادر خیلی سخته صدای بچه اشو نشنوه. همه ی مامانا بعداز مدتها سختی منتظرن نی نی شون بهشون بگه مممممممممممامممممممممممان به امید روزی که بگی مامانی دوستت دارم.  
27 تير 1391

خانومی باحجاب

فاطمه ی من عاشق عوض کردن لباسه این عکستم دیروز ازت گرفتم که چادر عمه حدیثو کردی سرت چه قدر زشتی تو دختملم ...
24 خرداد 1391

مهمانان عید نوروز

عکس اول فاطمه است با آقامبین(مبین نوه ی عمه ی منه) عکس دوم هلنا خانومه(هلنا دختره یکی ازدوستامونه) عکس سومم اسمش فاطمه اس (فاطمه نوه ی خالمه)مامان فاطمه (دختر خالم)پارسال براثرتصادف بااین دنیا وداع گفت مامان فاطمه بیست سالش بود. ...
10 خرداد 1391

عرفانی

فاطمه یه پسرعمه داره که بی نهایت دوستش داره. فاطمه وعرفان تو سیزده بدر حسابی بازی کردن آخرشب واقعا چرکی شده بودن وقتیم میخواستیم لباساشونو عوض کنیم قبول نمیکردن فکر میکردن میخوایم برگردیم خونه .فاطمه که کفششم دراورده بود وبادمپایی بازی میکرد ...
10 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به baran می باشد